هناك : متعلق به محذوف و حال براى قصاص است .
ممّن مضى : جار و مجرور متعلق به محذوف و صفت براى « أحد » است .
ناهمخوانى اسلام و ستم
همه قوانين از ديرباز تاكنون ، ظلم و ستم را حرام ساختهاند ؛ زيرا زندگى با وجود ظلم و تجاوز استوار نمىشود . همچنين ادعاى ايمان به خدا و آزار رسانى به مردم ناهمخوان و ناسازگار هستند . ايمان تنها باورى خيالى و پندارى نيست و بايد نمود واقعى پيدا كند . در اينجا درصدد موافقت با نظر خوارج مبنى بر كفر گنهكار و يا نظر معتزليان مبنى بر وجود درجات بين كفر و ايمان نيستيم ؛ بلكه خواهان بيان اين واقعه هستيم كه ستمكارى از شرك و الحاد نيز بدتر و زشتتر است . ستمگر درواقع به خدا و مردم كافر گشته و به آنان تجاوز كرده است ؛ در حالىكه كافر تنها گناه كفر را بر عهده داشته و گناه تجاوز و ستمكارى بر دوشش نيست و به هر روى يك گناه سبكتر از دو گناه است .
خداوند در قرآن ستمكار و كافر را يكى پنداشته است : « كافران ، خود ستمكارند . » « 1 » و نيز : « ستمكاران آيات خدا را انكار مىكنند . » « 2 » جمع بين اين دو آيه آن است كه هر كافرى ظالم و هر ظالمى كافر است ؛ هرچند در زبان به ايمان تظاهر كند . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله نيز مىفرمايد : « هركس آگاهانه ستمكارى را يارى كند ، از اسلام خارج شده است . » « 3 » در پيگيرى آيات قرآن به اين
هامش
( 1 ) .وَ الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَبقره / 2 : 254 .
( 2 ) .الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَانعام / 6 : 33 .
( 3 ) . المعجم الصغير : 1 / 147 ح 224 ؛ فيض القدير : 6 / 72 .