خواهد شد و باطل نابودشدنى است . خداوند نيز او را يارى داد و اهل باطل ، زيانكار گشتند .
( إنّ أحقّ النّاس بهذا الأمر أقواهم عليه و أعلمهم بأمر اللّه فيه ) پيش از اين گذشت كه سخن و زبان تنها ابزار براى گزارش كردن و خبر دادن است .
سخن ، خود چيزى را پديد نمىآورد ؛ بلكه از رخدادى موجود خبر مىدهد .
براى همين امام عليه السّلام نمىگويد كه فرد سزاوار به خلافت كسى است كه روايتى درباره او آمده باشد ؛ بلكه به اصل و اساس خلافت اشاره مىكند و مىگويد :
سزاوارترين مردم به حكومت و سلطنت كسى است كه داراى دو شرط باشد :
1 - قوىترين مردم در اجراى حق و عدل باشد ؛ نه آنكه در مكر و فريب و همرنگى با محيط توانا باشد و سلطنت خود را برپايه ظلم و ستم استوار سازد .
2 - در زمينه خلافت آگاهترين مردم باشد . اين شرط نيز به نوعى به شرط قبلى بازمىگردد ، زيرا نادانى ، خود نوعى ناتوانى است . علم شرط اساسى براى عمل و اجرا است و انسان بدون آن نمىتواند به هيچ جايگاهى برسد .
هيچ كسى در طول تاريخ به نيرومندى و استوارى على در حقمدارى نبوده است . از اينروى ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله دربارهاش فرموده است : « حق با على است و به هر سوى كه بگردد با او منتقل مىشود . » « 1 » علم على عليه السّلام نيز از مستقيما از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله گرفته شده است ؛ آن حضرت پيوسته و شب و روز و در طول
هامش
( 1 ) . نك : صحيح ترمذى : 2 / 298 ، چاپ بولاق ، سال 1298 ه .