بخشيدن مال به آنها كه استحقاق ندارند ، زيادهروى و اسراف است ، ممكن است در دنيا مقام بخشنده آن را بالا برد ؛ امّا در آخرت پست خواهد كرد . در ميان مردم ممكن است گرامىاش بدارند ؛ امّا در پيشگاه خدا خوار و ذليل است . كسى مالش را در راهى كه خدا اجازه نفرمود ، مصرف نكرد و به غير اهل آن نپرداخت ؛ جز آنكه خدا او را از سپاس آنان محروم فرمود و دوستى آنها را متوجه ديگرى ساخت . پس اگر روزى بلغزد و محتاج كمك آنان گردد ، بدترين رفيق و سرزنشكنندهترين دوست خواهند بود .
واژهشناسى
الطّور : حد و اندازه .
سمر الناس : در مجالس شبانه به سخن و گفتگو پرداختند .
أمّ : قصد و پيروى كرد .
الخدين : دوست .
ساختار ادبى
أن أطلب : تأويل به مصدر مىرود و « باء » محذوف به آن جر مىدهد .
ما سمر : « ما » مصدرى و ظرف است .
أمّ : فعل ماضى .
إلّا : ادات شروع سخن است .
شرح و تفسير
ابن قتيبه مىگويد : « گروهى از ياران على عليه السّلام به او گفتند : ثروتها را در اختيار گروهى از مردم قرار بده و اشراف عرب را برترى بخشيده و بزرگان