عساليج : جمع « عسلوج » و به بخشهاى نرم شاخههاى درخت گفته مىشود .
طلوع : جمع « طلع » و به برگهاى تازه روييده نخل گفته مىشود .
المصفّقة : صاف و خالص شده .
المروّقة : شگفتانگيز و جالب .
ساختار ادبى
ببصرك : « ب » زائده و « بصر » مفعول « رميت » است .
قوم : خبر براى مبتداى محذوف است و در اصل چنين بوده است : « هم قوم » .
شوقا : مفعولله براى « زهقت » است .
برحمته : جار و مجرور متعلق به « جعلنا » است .
شرح و تفسير
خداوند ، بهشت را پاداش فرمانبرداران قرار داده است . پاداش شخص كريم به اندازه توانايىاش است و هيچ اندازهاى براى پاداش خداوند نيست ؛ بنابراين هيچ حد و اندازهاى براى بهشت وجود ندارد ؛ مگر نعمتهاى مادى بهشت كه به طبيعت ماده محدود هستند و اما نعمت خشنودى و رحمت خداوند از تصور و پندار هركسى بيرون است . خداوند گوشههايى از نعمتهاى مادى بهشت را در برخى از آيات توصيف كرده است : « براى كسانى كه تقوا پيشه كردهاند نزد پروردگارشان باغهايى است كه از زير [ درختان ] آنها نهرها روان است . در آن جاودانه بمانند و همسرانى پاكيزه و [ نيز ] خشنودى