پنهان و در ساحل جويباران بهشت قرار گرفته ، آبيارى مىگردند و خوشههايى از لؤلؤ آبدار به شاخههاى كوچك و بزرگ درختان آويخته و ميوههاى گوناگونى كه از درون غلافها و پوششها سر بيرون كردهاند ، سرگردان و حيرتزده مىگردى . شاخههاى پرميوه بهشت كه بدون زحمتى خم شده در دسترس قرار گيرند ، تا چيننده آن هرگاه كه خواهد برچيند .
مهمانداران بهشت گرد ساكنان آن و پيرامون كاخهايشان در گردشند و آنان را با عسلهاى پاكيزه و شرابهاى گوارا پذيرايى كنند . آنها كسانى هستند كه همواره از كرامت الهى بهرهمندند تا آنگاه كه در سراى ثابت خويش فرود آيند و از نقل و انتقال سفرها آسوده گردند . اى شنونده ، اگر دل خود را به منظرههاى زيبايى كه در بهشت به آن مىرسى مشغول دارى ، روح تو با اشتياق فراوان به آن سامان پرواز خواهد كرد و از اين مجلس من با شتاب به همسايگى اهل قبور خواهى شتافت . خداوند با لطف خود ، من و شما را از كسانى قرار دهد كه با دل و جان براى رسيدن به جايگاه نيكان تلاش مىكنند .
واژهشناسى
بصر القلب : انديشه و تامل .
عزفت : روى گرداند و بيزار شد .
الزخارف : جمع « زخرف » و به معناى طلا و هرچيز زيباى ديگر .
تصافقت الأشجار : شاخ و برگ درختان به يكديگر خورده و گويا باهم دست مىزنند .
كثبان : جمع « كثيب » و به معناى تپه .
كبائس : جمع « كباسة » و به معناى خوشه .