شرح و تفسير
( يفضي كإفضاء الدّيكة و يؤرّ بملاقحه أرّ الفحول المغتلمة للضّراب ) در زمان گذشته گفته مىشد كه طاووس ارتباط جنسى را نمىشناسد و براى پديد آمدن تخم در شكم طاووس ماده ، لازم است ابتدا مادهاى از چشمان طاووس نر فروريزد و سپس طاووس ماده ، آن را به منقار گرفته و ببلعد . . . همچنين درباره كلاغ نيز ، گفته مىشد كه عمل لقاح از طريق قرار گرفتن منقار حيوان نر در دهان حيوان ماده انجام مىشود . « 1 » امام عليه السّلام اين پندار را درباره طاووس نفى مىكند و مىگويد كه طاووس نيز مانند خروس ارتباط جنسى برقرار مىكند .
امام عليه السّلام دليل خود بر اين مدعا را از حس و تجربه مىآورد : ( أحيلك من ذلك على معاينة لا كمن يحيل على ضعيف إسناده ) تو را به شنيدهها ارجاع نمىدهم ؛ بلكه آنچه را مىگويم مىتوانى با چشم خود ببينى . ابن ابى الحديد مىنويسد : امير مومنان ، طاووس را در دوره اقامتش در كوفه توصيف كرده است و آن حضرت طاووس را آنجا ديده بود . چه اينكه همه شگفتىهاى مناطق مختلف اسلامى در آن زمان به كوفه مىآمد و هداياى پادشاهان و اميران از سرتاسر جهان اسلام براى امام عليه السّلام فرستاده مىشد . « 2 »
رنگهاى فراوان در طاووس ( 5 - 10 )
« تخال قصبه مداري من فضّة و ما أنبت عليها من عجيب داراته و شموسه خالص العقيان و فلذ الزّبرجد فإن شبّهته بما أنبتت الأرض
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، محمد عبده : 2 / 72 ؛ مجمع البحرين : 2 / 378 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه : 9 / 270 .