امير مومنان مىخوانند و در عينحال با مردم در سختىهايشان شريك نباشم و براى آنها در سختى زندگى ، الگويى نباشم ؟ » « 1 »
آيا مؤمنان ، اميرى مىخواهند كه سرگرم خود و خانوادهاش باشد و در سختىهاى دنيا با آنان شريك نباشد ؟ آيا چنين كسى اميرى راستين و حقيقى است و كسانى كه به چنين اميرى خوشنود باشند و از او فرمان برند ، از مؤمنان به شمار مىروند ؟ در مطالعه تاريخ اسلام ، پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ، به اين واقعيت برمىخوريم كه دلهاى تودهها با على عليه السّلام بود ؛ زيرا او از زبان آنان سخن مىگفت و آرزوهايشان را تعبير مىكرد و در تكتك سخنان و گامهايش به يادشان بود . شيوه زندگى امام عليه السّلام و لباس پشمينهاش بهطور طبيعى چنين اقتضايى نيز دارد و اين تنها گناه او نزد دشمنانش بود . امام عليه السّلام خطاب به عاصم بن زياد ، از ديدگاه خود درباره خلافت خبر مىدهد :
« خداوند ، بر رهبران دادگر واجب ساخته است كه خود را همتاى ضعيفترين مردم بگردانند تا فقر بر تهىدستان گران نيايد . » رهبر بايد در كردار و رفتار خود و نهتنها سخن با نيازمندان مشاركت كند و اين خواست بندگان خداوند است .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه : نامه 45 .