نمىبندد و به جانب ديگرى تمايل دارد مخالفت كن و او را با آنچه براى خود پسنديده رها كن . فخرفروشى را واگذار ، و از مركب تكبّر فرود آى . به ياد قبر باش كه گذرگاه تو به سوى عالم آخرت است كه همانگونه به ديگران پاداش دادى به تو پاداش مىدهند و آنگونه كه كاشتى ، درو مىكنى . آنچه امروز ، پيش مىفرستى ، فردا برآن وارد مىشوى ، پس براى خود در سراى آخرت جايى آماده كن ، و چيزى پيش فرست . اى شنونده هشدار ، هشدار ، اى غفلتزده بكوش ، بكوش « هيچكس جز خداى آگاه تو را باخبر نمىسازد . »
واژهشناسى
جلابيب : جمع « جلباب » به معناى پيراهن و پوشش .
الوطر : نياز و حاجت .
الجد : در صورت مفتوح بودن جيم به معناى پدربزرگ و در صورت مكسور بودن ، تلاش و كوشش و در صورت مضموم بودن به معناى بهره است .
الجدد : زمين هموار و نيز به راه روشن گفته مىشود .
أنعم الفكر : تامل و دقت بنما .
ساختار ادبى
و نفسى : مفعول « أحذّركم » ست .
كما : « ك » به معناى مثل و صفت مفعول مطلق محذوف است . « ما » مصدريه است .
الحذر : مفعول مطلق براى فعل محذوف « إحذر » است .