نخواهد ماند ، پس بايد سكوت من ، و ايستادن دست و پا و چشمها و اندام من ، مايه پند و اندرز شما گردد كه از هر منطق رسايى و از هر سخن مؤثّرى عبرتانگيزتر است . وداع و خداحافظى من با شما چونان جدايى كسى است كه آماده ملاقات پروردگار است . فردا ارزش ايّام زندگى مرا خواهيد ديد و راز درونم را خواهيد دانست . پس از آنكه جاى مرا خالى ديديد و ديگرى بر جاى من نشست ، مرا خواهيد شناخت .
واژهشناسى
موافاته : آمدن كسى به نزد تو .
أطردت الأيّام : روزها را يكى پس از ديگرى كاويدم و هيچروزى را فرو نگذاشتم . تعبير « أبحثها » قرينه بر معناى پيش گفته است .
خلاكم ذمّ : از او بيزارى جستيد .
تشردوا : وامىگراييد .
مزلّة : لغزش و سقوط .
تدحض القدم : پا مىلغزد و بر جاى خود استوار نمىشود .
أفياء : جمع « فيء » به معناى اموال عمومى مسلمانان .
مهاب رياح : مكان وزش باد .
متلفّقها : آنچه كه گرد هم آمده و با پيوستن برخى اجزاء به اجزاى ديگر ، به نظم درمىآيد .
المخط : در اينجا منظور اثر است و فاعل « عفى » است .
أطراف : به سر و دست و پاى انسان گفته مىشود .
ستعقبون : پس از مرگ من خواهيد يافت .