ساختار ادبى
ليخرج : مضارع منصوب به أن مقدره است كه در اثر آن تاويل به مصدر مىرود و متعلق به « بعث » مىشود .
كيف محق : « كيف » حال است .
إنّه سيأتى : إنه ضمير شأن است .
ما مثلوا : ما مصدرى است و فعل « مثلوا » را تاويل به مصدر مىبرد و مصدر مؤول ، مبتداى موخر قرار مىگيرد .
من قبل : خبر مقدم براى مبتداى موخر پيش گفته است .
على اللّه : جار و مجرور متعلق به « فرية » است و يا متعلق به محذوف و حال براى « فرية » است . همچنين صاحب حال مىتواند نكره باشد ، زيرا پس از حال آمده است .
شرح و تفسير
( فبعث اللّه محمّدا صلّى اللّه عليه و إله ، بالحقّ ليخرج عباده من عبادة الأوثان ) پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله ، بتها و پيشوايان ستمگر را نابود ساخت و به پذيرش خداى يگانه فراخواند .
( به قرآن قد بيّنه و أحكمه ، ليعلم العباد ربّهم إذ جهلوه ، و ليقرّوا به بعد إذ جحدوه . . . ) خداشناسى در ضمن خود ، علم به عدالت و رحمت و حكمت خدا را نيز دارد . قرآنشناسى نيز به معناى آگاهى از حقوق و مسئوليتهاى خويش است و اينكه انسان در انجام واجبات و يا دريافت حقوقش كاهلى نكند . از اين رو قرآن روش زندگى سالم و راه مستقيم است .
در بزرگى قرآن همين بس كه دانشمندان غربى فراوانى به شناخت آن همت گماشته و درباره تاريخ و مكاتب تفسيرى آن تاليفاتى نگاشته و با الهام