تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
آن - نيست و متاعى پرسودتر از قرآن - در صورت تحريف آن - يافت نمىشود . در شهرها چيزى ناشناخته‌تر از معروف ، و شناخته‌تر از منكر نيست ، حاملان قرآن ، آن را واگذاشته و حافظان قرآن ، آن را فراموش مىكنند ، پس در آن روز قرآن و پيروانش از ميان مردم رانده و مهجور مىگردند ، و هردو غريبانه در يك راه ناشناخته سرگردانند ، و پناهگاهى ميان مردم ندارند . پس قرآن و پيروانش در ميان مردمند ؛ اما گويا حضور ندارند ، با مردمند ولى از آنها بريده‌اند ؛ زيرا گمراهى و هدايت هرگز هماهنگ نشوند ؛ گرچه كنار يكديگر قرار گيرند . مردم در آن روز ، در جدايى و تفرقه هم داستان ، و در اتّحاد و يگانگى پراكنده‌اند ، گويى آنان پيشواى قرآن بوده و قرآن پيشواى آنان نيست ، پس از قرآن جز نامى و نزدشان باقى نماند ، و آنان جز خطى را از قرآن نشناسند ، و در گذشته نيكوكاران را كيفر داده ، و سخن راست آنان را بر خدا دروغ پنداشتند ، و كار نيكشان را پاداش بد دادند .

واژه‌شناسى

محق : هلاك ساخت . مثلات : جمع « مثلة » به معناى كيفر . أمثولة : الگو و نمونه‌اى كه از آن تقليد مىشود . أبور : كالايى كه تقاضايى براى خريد ندارد . أنفق : كالايى كه تقاضاى فراوانى براى خريد آن است . زبره : نوشتن آن .
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 209 | محمد جواد مغنية / سامي الغريري الغراوي / محمد جواد معمورى