آنها كه در نبرد ، مقاومت دارند و آنها كه فرار مىكنند ، هيچكدام را رهايى از چنگال مرگ نيست و همانا گرامىترين مرگها كشته شدن در راه خداست .
سوگند به آنكس كه جان پسر ابو طالب در دست اوست ، هزار ضربت شمشير بر من آسانتر از مرگ در بستر استراحت ، در مخالفت با خداست .
گويى شما را در برخى از حملهها ، در حال فرار ، نالهكنان چون گلهاى از سوسمار مىنگرم كه نه حقّى را بازپس مىگيريد و نه ستمى را بازمىداريد ، اينك اين شما و اين راه گشوده ، نجات براى كسى است كه خود را به ميدان افكنده به مبارزه ادامه دهد و هلاكت از آن كسى است كه سستى ورزد .
واژهشناسى
جأش قلبه : نگران و پريشانحال شد .
رباطة الجأش : قوت قلب .
النجدة : شجاعت و دليرى .
كشيش الضباب : صدايى كه سوسمار به هنگام حركت از غير دهان خود برمىآورد .
تلوم فى الامر : در انجام كارى درنگ كن .
ساختار ادبى
اىّ امرئ : « اى » شرطيه است و معناى عموم مىدهد و مبتدا و محلا مرفوع است . « فليذب » جواب شرط « اىّ » است و همه جمله خبر آن قرار مىگيرد .
برخى نيز فعل شرط و نه فعل جواب را خبر « اىّ » شمردهاند .
القتل : خبر « انّ » است .
الطريق : مفعولمعه است .