نزديك بر شما طمع برند . . . بديهى است كه سرانجام هر امتى كه نالايقان بر آن حكم رانند ، چنين خواهد بود ؛ همانگونه كه وضعيت عرب و مسلمانان امروز چنين است . ( و تستخلص المؤمن من بينكم استخلاص الطّير الحبّة البطينة من بين هزيل الحبّ ) بيشترين گرفتارى در دوران فتنه به مؤمن وفادار خواهد آمد ؛ زيرا بهاى حقمدارى بهويژه در دوره ستم و گمراهى جز رنج و سختى نيست ؟
( أين تذهب بكم المذاهب و تتيه بكم الغياهب و تخدعكم الكوادب و من أين تؤتون و أنّى تؤفكون ) شما را چه شده كه در گمراهى بهسر مىبريد و نيرنگ باطل مىزنيد و از عاقبت احساس ايمنى مىكنيد و در توطئههايى كه برايتان چيده شده است ، نمىانديشيد .
( فلكلّ أجل كتاب و لكلّ غيبة إياب ) آنچه از وقوع فتنهها به شما خبر دادم ، ناگزير رخ خواهد داد . ابن ابى الحديد و برخى ديگر از شارحان پنداشتهاند كه اين بند بدون ارتباط با بندهاى سابق است ؛ « 1 » اما با توضيحى كه داده شد اين نظر نادرست بهنظر مىآيد .
( فاستمعوا من رّبانيكم ) منظور امام عليه السّلام از « ربّانى » خود ايشان است ؛ كسى كه فهم خود را از خدا برگرفته و به آن عمل كرده و از روى راستى و اخلاص به شما ابلاغ كرده است . ( و أحضروه قلوبكم و استيقظوا إن هتف بكم ) « هاء » در « احضروه » و ضمير مستتر در « هتف » به سخنان « ربانى » بازمىگردد كه از تعبير « فاستمعوا من رّبانيّكم » بهدست مىآيد و برخى نيز گفتهاند به مرگ باز
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 7 / 190 .