اختصاص ده و از احسان و كرم خود فراوان به او ببخش . خدايا بناى دين او را از آنچه ديگران برآوردهاند ، عالىتر قرار ده . او را بر سر خوان كرمت گرامىتر دار و بر شرافت مقام او در نزد خود بيافزا و وسيله تقرب خويش را به او عنايت فرما و بلندى مقام و فضيلت او را بىمانند گردان ، و ما را از ياران او محشور فرما ، چنان كه نه زيانكار باشيم و نه پشيمان ، نه دور از راه حق باشيم و نه شكننده پيمان ، نه گمراه باشيم و نه گمراهكننده بندگان ، نه فريب هواى نفس خوريم و نه وسوسه شيطان .
واژهشناسى
أورى : روشن كرد .
قبس : شعله آتش .
القابس : كسى كه شعلهاى از آتش مىگيرد .
الحابس : كسى كه به سبب نشناختن راه از آن منحرف مىشود .
شهيد : گواه .
البعيث : برانگيخته شده .
المقسم : سهم و نصيب .
النّزل : تمهيداتى كه براى مهمان آماده مىشود .
الوسيلة : آنچه سبب نزديكى مىشود .
السّناء : بلندى و رفعت .
خزايا : جمع « خزيان » از ريشه « خزى » به معناى خوارى و رسوايى .
النّاكب : كسى كه از راه منحرف مىشود .
النّاكث : پيمانشكن .