استخوان و خاك شديم باز به آفرينشى جديد برانگيخته مىشويم ؟ ! » « 1 »
خداوند در پاسخ آنان مىگويد كه گردآوردن چيزى پس از پراكنده شدن آن بسيار آسانتر از پديدآوردن آن از هيچ است . گفته مىشود كه روزى يك اعرابى « 2 » نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمد و بههمراه خويش استخوانى پوسيده آورده بود . آن را در برابر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در دست خويش فشار داد تا آنكه به خاك تبديل شد و سپس به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رو كرد و گفت : آيا خداى تو اين خاك را از نو بر مىانگيزد ؟ آنگاه اين آيه نازل شد : « و براى ما مثلى آورد و آفرينش خود را فراموش كرد و گفت چه كسى اين استخوانها را كه چنين پوسيده است زندگى مىبخشد ؟ ! بگو همان كسى كه نخستينبار آن را پديد آورد و اوست كه به هر گونه آفرينشى دانا است . » « 3 » امام عليه السّلام مىگويد : « در شگفتم از كسى كه جهان آخرت را انكار مىكند و او جهان دنيا را مىبيند . » « 4 » افلاطون مىگويد : « اگر زندگى دومى براى انسان نباشد ، ميمون از او شريفتر است . » « 5 » كانت ، فيلسوف آلمان مىگويد : « حال كه كيفر و پاداش بهطور كامل در زندگى دنيا
هامش
( 1 ) .وَ قالُوا أَ إِذا كُنَّا عِظاماً وَ رُفاتاً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداًاسراء / 17 : 49 .
( 2 ) . درباره اين اعرابى اختلافنظر شده و برخى گفتهاند كه او ابى بن خلف است و در روايتى از امام صادق عليه السّلام او عاص بن وائل سهمى معرفى شده است و برخى نيز او را امية بن خلف يا ابو جهل بن هشام يا عبد اللّه بن سلول دانستهاند . نك : مجمع البيان : 8 / 291 ؛ جامع البيان ، طبرى : 23 / 37 ؛ تفسير قرطبى : 10 / 68 .
( 3 ) .وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ * قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌيس / 36 : 78 - 79 .
( 4 ) . « عجبت لمن أنكر النّشأة الاخرى و هو يرى النّشأة الاولى » حكمت : 125 .
( 5 ) . البدء و التاريخ : 2 / 76 ؛ الاستقصاء لأخبار دول المغرب الأقصى : 2 / 40 .