تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
( فإنّها عند ذوى العقول كفىء الظّلّ ) دنيا نزد خردمندان با شتاب رو به پايان است . ( بينا تراه سابغا ) در حالى كه آن را مستمر و پايدار مىانگاريد . ( حتى قلص ) تا آن كه همچون سايه كوتاه شده و رخت برمىبندند . ( و زائدا حتّى نقص ) اين فقره تفسير فقره پيشين است . خلاصه آن‌كه دنيا از نظر اسلام و امام على عليه السّلام خانه آزمايش و امتحان است و جايگاه تكليف و عمل و خوشگذرانى و حيله و نيرنگ است . انسان خردمند و پاك در برخورد با زيبايىهاى دنيا و بديهاى آن ، تنها در انديشه اندوختن كارهاى نيك است تا بتواند به نعمت پايدار و آسايش ابدى دست يابد : « هر كس از مرد و زن ، كار نيكى انجام دهد و شرط ايمان به خدا را انجام دهد ، او را در زندگانى خوش و با سعادت قرار مىدهيم و پاداشى بسيار بهتر از عمل نيكى كه كرده به او مىبخشيم . » « 1 » هيچ راهى براى رسيدن انسان از زن و مرد به زندگى جاويدان جز عمل صالح وجود ندارد . بديهى است كه عمل صالح ، در شرايط استبدادى جامعه و نبود آزادىها و نيز در صوت سركشى نظام سرمايه‌دارى و شركتهاى انحصار طلب آن پديد نمىآيد .
هامش
( 1 ) .مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَنحل / 16 : 97 .
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 39 | محمد جواد مغنية / سامي الغريري الغراوي / محمد جواد معمورى