جزر النّاقة : « نحر » ( - كشتن ) شتر و تعبير « جزر » درباره گوسفند به معناى سربريدن آن و درباره درخت نخل به معناى كندن آن است .
ساختار ادبى
ألا : براى آغاز سخن است .
أيم اللّه : مبتدا است و خبر آن محذوف كه « قسمى » است .
بكم : جار و مجرور و متعلق به محذوف و خبر « يزالون » است و در اصل چنين بوده است : « لا يزالون قائمين بكم » .
شوهاء : حال براى « فتنة » است .
نحن . . . بمنجاة : مبتدا و خبر است .
منها : جار و مجرور ، متعلق به « منجاة » است .
أهل البيت : منصوب به « اختصاص » كه عامل نصب آن فعل « أخصّ » در تقدير است .
عنفا ، خسفا : مفعول مطلق هستند .
لو يروننى : « لو » مصدريه به معناى أن است ولى مانند أن فعل را نصب نمىدهد .
لو قدر : « لو » ، براى بيان كم بودن تعداد يا هر چيز ديگرى بهكار مىرود .
« قدر » ، ظرف و منصوب است و به معناى زمان لازم براى سر بريدن حيوان است .