ما اهلبيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از آن فتنهها در امانيم و مردم را بدان نمىخوانيم ، سپس خدا فتنههاى بنى اميه را نابود و از شما جدا خواهد ساخت ؛ مانند جدا شدن پوست از گوشت كه با دست قصّابى انجام پذيرد . خدا با دست افرادى ، خوارى و ذلّت را به فرزندان اميه مىچشاند كه به سختى آنها را كنار مىزنند و جام تلخ بلا و ناراحتى و مصيبت را در كامشان مىريزند و جز شمشير چيزى به آنها نمىدهند و جز لباس ترس بر آنها نپوشانند . در آن هنگام ، قريش دوست دارد آنچه در دنياست بدهد تا يك بار مرا بنگرد ؛ گرچه لحظه كوتاهى ( به اندازه كشتن شترى ) باشد ، تا با اصرار چيزى را بپذيرم كه امروز پارهاى از آن را مىخواهم و نمىدهند .
واژهشناسى
الخطّة : موضوع .
الضّروس : شتر مادهاى كه شيردوش را گاز بگيرد و تعبير « ضروسة الدهر » به معناى سختشدن روزگار است .
تعذم : گاز مىگيرد .
تزبن : مىزند .
الدّرّ : شير .
الشّوهاء : زشت .
المخشيّة : ترسناك .
الأديم : پوست .
الخسف : خوارى .
كأس مصبّرة : جامى كه مالامال شده باشد .