شدن و . . . بازمىگردانند . به ويژه آنكه ، خداوند در اين باره به صراحت چيزى نفرموده و دانش جديد نيز نظر قاطعى در اين باره ندارد . دانش پزشكى ، بدون ترديد از احتمال مرگ بسيار كاسته است ؛ همان گونه كه فقر و سوء تغذيه احتمال آن را افزايش مىدهند . به تازگى نيز پزشكان كشف كردهاند كه آلودگى هوا در اثر انفجار بمبهاى هستهاى و دودكشهاى كارخانهها سبب مرگ و خفگى انسان مىشوند .
همه اين عوامل ، دست ساخته بشر هستند ؛ پس چگونه مىتوان ، اجل « 1 » را نگهبان انسان شمرد ؟ وجود نگهبان ، مانع از وقوع مرگ است ؛ اما چون نگهبان رخت بربندد مرگ فرامىرسد . بنابراين ، مرگ در اثر كشته شدن يا گرسنگى يا بيمارى و يا آلودگى پس از آن رخ مىدهد كه نگهبان آدمى از او دست كشد : « هيچ آدمى جز به اذن خداوند ، نمىميرد . » « 2 »
هامش
( 1 ) . اجل در اينجا به معناى مدت تعيين شده براى مرگ هر آدمى است .
( 2 ) .وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِآل عمران / 3 : 145 .