آزمايش قرار دهد . پس روزى گسترده را با فقر و بيچارگى درآميخت و تندرستى را با حوادث دردناك پيوند داد ، دوران شادى و سرور را با غصه و اندوه نزديك ساخت ، اجل و سرآمد زندگى را مشخّص كرد ، آن را گاهى طولانى و زمانى كوتاه قرار داد ، مقدّم يا مؤخّر داشت و براى مرگ ، اسباب و وسائلى فراهم ساخت و با مرگ ، رشتههاى زندگى را درهم پيچيد و پيوندهاى خويشاوندى را از هم گسست تا آزمايش گردند .
واژهشناسى
جبلّته : آفرينشش .
رغد العيش : زندگى خوش و آسوده شد .
القرن : صد سال و نيز به دوره زمانى يك تمدن گفته مىشود و گاه نيز براى هر دوره زمانى بهكار مىرود .
المقطع : خاتمه و اگر درباره سخن به كار رود منظور جاهايى است كه سخنگو سكوت كرده و سپس ادامه مىدهد و اگر درباره حق بهكار رود ، منظور بخشى از حق است كه باطل را مىكوبد .
العقابيل : سختىها .
فاق : تهىدستى .
الفرج : رهايى از سختى و شدت .
الأشطان : طنابها .
المرائر : طنابهاى بلند و تابيده شده .
ساختار ادبى
خيرة : حال براى « آدم » است .