ما نهج : آنچه روشن و آشكار گشت .
قرينته : نفس آدمى كه همراه اوست . خداوند مىفرمايد :
وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ .
« 1 »
ساختار ادبى
أنّ مجازكم : حروف مشبهة بالفعل و اسم آن . خبرش نيز حذف شده و در اصل چنين بوده است : « كائن لا محال » .
ظافرا : حال براى ضمير « عليه » است .
بفرحة : جار و مجرور و متعلق به « ظافرا » است .
فى أنعم : جار و مجرور متعلق به « راح » است .
قدما : نقش حال را دارد .
بالجنّة : « باء » زائده است و « الجنّة » فاعل « كفى » است .
ثوابا ، عقابا : تمييز هستند .
منتقما ، حجيجا ، خفّيا ، خصيما ، نجيّا : حال هستند .
درباره صراط
( و اعلموا أنّ مجازكم على الصّراط ) برخى گفتهاند : صراط چيزى محسوس است كه با چشم ديده مىشود و بر فراز جهنم است . آغاز آن ، صحراى محشر است و پايان آن درهاى بهشت ؛ از مو باريكتر و از شمشير تيزتر و از آتش جهنم سوزانتر است . خداوند ، همگان را فرمان مىدهد كه از آن
هامش
( 1 ) . « هر كس از ياد خدا روى گرداند ، براى او شيطانى برمىانگيزيم كه همراهش است » ( زخرف / 43 :
36 ) .