مىپوشاند . تندبادهاى سخت ، آثار او را نابود مىكند و گذشت شب و روز ، نشانههاى او را از ميان برمىدارد . بدنها پس از آن همه طراوت متلاشى مىگردند و استخوانها بعد از آن همه سختى و مقاومت ، پوسيده مىشوند .
ارواح در گرو سنگينى بار گناهانند و در آن جاست كه به اسرار پنهان يقين مىكنند ، امّا نه بر اعمال درستشان چيزى اضافه مىشود و نه از اعمال زشت مىتوانند توبه كنند . آيا شما فرزندان و پدران و خويشاوندان همان مردم نيستيد كه بر جاى پاى آنها قدم گذاشتهايد و از راهى مىرويد كه رفتند و روش آنها را دنبال مىكنيد ؟ ! امّا افسوس كه دلها سخت شده ، پند نمىپذيرد و از رشد و كمال بازمانده و به راهى مىروند كه نبايد بروند . گويا آنها هدف پندها و اندرزها نيستند و نجات و رستگارى را در بهدست آوردن دنيا مىدانند .
واژهشناسى
الجلاء : صيقل دادن و روشن ساختن .
الأشلاء : جمع « الشلو » به معناى عضو است و در اينجا منظور جسد است .
الإحناء : جمع « الحنو » است و به هر بخش كژ و ناراست از بدن گفته مىشود .
الإرفاق : جمع « الرّفق » به معناى نرمخو است و در اينجا درباره اعضايى از بدن به كار رفته است كه قضاى حاجت با آنها صورت مىگيرد .
الرّائدة : هدايتگر .
مجلّلات : چيزى كه عموميت يافته و فراگير مىشود .