آن است كه شما به قدرت خداوند و نه از روى تصادف ، آفريده شدهايد و از روى اجبار و نه از روى اختيار به مالكيتش درآمدهايد .
احتضارا : گفته شده كه حال است و نيز جايز است كه مفعول مطلق باشد ؛ زيرا در واژه « قبض » مفهوم احتضار نهفته است . بنابراين ، مفهوم جمله چنين مىشود : « محتضرون احتضارا » .
أجداثا : مفعول فيه است .
رفاتا : خبر « كائنون » است .
أفرادا : حال است .
جزائا : مفعول مطلق براى مدينون است .
حسابا : برخى شارحان گفتهاند كه مفعول مطلق است و شارح ديگرى گفته است كه منصوب به نزع خافض است و درست آن است كه مفعول له است و معنا چنين مىشود : آنان در روز ديگر براى حسابرسى از هم جدا مىگردند .
عمّروا مهل المستعتب : در اصل چنين بوده است « عمّروا مدّة مثل مدّة إمهال المستعتب » . سپس مضاف اليه حذف شده و مضاف به جاى آن نشسته است .
فيا لها : يا حرف ندا و مناداى آن حذف شده و در اصل چنين بوده است :
« يا قوم » . لام نيز در « لها » براى ابراز تعجب است .
أمثالا : تمييز براى ضمير « لها » است .
صائبة : صفت است .
طالبا ، هاربا : حال هستند .
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٥٢