تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
و باطل در هم آميخته مىشوند . حق از جهتى به باطل شبيه گشته و جاهلان در پذيرش آن ترديد مىكنند ؛ مانند كسانى كه معاد را منكر شده‌اند و گفتند : « اگر ما مرديم و خاك شديم و استخوان‌هاى ما بيرون آمد ، چگونه دوباره مبعوث مىشويم ! » « 1 » و گاه نيز باطل از جهتى به حق شبيه شده و مردم را فريب مىدهد ؛ مانند : كارهاى جادويى و شعبده‌بازى كه نمونه تاريخى آن در ماجراى به كارگيرى ساحران از سوى فرعون در مبارزه با موسى ديده مىشود . « هنگامى كه ابزارهاى خود را بر روى زمين انداختند و چشم مردم را جادو كردند و ترس به جان آنان انداختند و جادويى عظيم انجام دادند . » « 2 » در اين صورت باطل خود را به جاى حق جلوه مىدهد و بيماردلان باطل را به جاى حق مطرح مىكنند . افراد بىگناه و ساده‌دل به سوى باطل مىروند ، ولى افراد عالم و انديشمندان از ظاهر امور فريب نمىخورند و تحقيق و بررسى بيشتر مىكنند تا حق را پيدا كنند و به ظاهر اكتفا نمىكنند ؛ بلكه به باطن امور مىانديشند و سپس دنبال حق مىروند . امام عليه السّلام مىفرمايد : « اولياى خدا كسانى هستند كه اگر مردم به سوى ظاهر امور دنيا نگاه كردند ، آن‌ها به سوى درون آن توجه مىكنند . » « 3 » كوتاه سخن آن كه اگر باطل در همه حالاتش روشن بود ، هيچ بنده‌اى بازيچه آن نمىشد و همچنين اگر حق روشن بود ، افراد سودجو از آن سوء استفاده نمىكردند و به مردم دروغ نمىگفتند .
هامش
( 1 ) .أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ *واقعه / 56 : 47 . ( 2 ) .فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظِيمٍسوره اعراف / 7 : 116 . ( 3 ) . « إنّ أولياء اللّه هم الّذين نظروا إلى باطن الدّنيا إذا نظر النّاس إلى ظاهرها نهج‌البلاغه : قصار 426 .