خواهانش مىرود ، و بيننده را مىفريبد . سعى كنيد با بهترين زاد و توشه از آن كوچ كنيد و بيش از كفاف و نياز خود از آن نخواهيد و بيشتر از آنچه نياز داريد طلب نكنيد .
واژهشناسى
مأيوس : يا از ريشه « أيس » و يا « يئس » است و هر دو به معنى مأيوس بودن و نااميد شدن هستند .
استنكف : تكبّر ورزيد .
مني : در نظر گرفته شد .
التبست : تركيب و مخلوط شد .
الكفاف : چيزى كه انسان را از دارايى ديگران كفايت مىدهد .
البلاغ ، البلغة ، التبلغ : كفايت ، كفاف .
ساختار ادبى
غير : حال است .
الدنيا دار منى لها الناء : « الدنيا » مبتداى اول و ادامه جمله ، خبر آن است .
« دار » مبتداى دوم و ادامه جمله ، خبر آن است .
لأهلها : خبر مقدّم است .
الجلاء : مبتداى مؤخّر است .
خضراء : خبر دوّم براى « هي » است .