خطبه 44
مصقله سياهروى
« قبّح اللّه مصقلة ! فعل فعل السّادة و فرّ فرار العبيد ! فما أنطق مادحه حتّى أسكته و لا صدّق واصفه حتّى بكّته ، و لو أقام لأخذنا ميسوره و انتظرنا بماله وفوره . »
ترجمه
خدا روى مصقله را زشت گرداند ! كار بزرگواران را انجام داد ، اما خود چونان بردگان فرار كرد . هنوز ثناخوان به مداحى او برنخاسته بود كه او را ساكت كرد ؛ هنوز سخن ستايشگر او به پايان نرسيده بود كه آنها را به زحمت انداخت . اما اگر مردانه ايستاده بود همان مقدار كه داشت از او مىپذيرفتيم و تا هنگام قدرت و توانايى به او مهلت مىداديم .
واژهشناسى
بكته : او را ساكت كرد و به جاى خود نشاند .
وفور المال : فراوانى مال .