كشاند ، سزاوار است كه بستگان او بر وى خشم گيرند و بيگانگان به او اطمينان نداشته باشند .
ساختار ادبى
ما : در آغازين خطبه ، استفهامى و از نوع انكارى است كه بر نفى دلالت دارد . اعراب « ما » محلا رفع است و نقش مبتدا را دارد .
يدريك : جمله خبرى براى « ما » است .
ما عليّ : مبتدا و خبر و كل جمله مفعول « يدريك » است .
ممّا : كوتاهنوشت « من ما » و « ما » از نوع موصولى و مجرور به « من » است .
لي : صله « ما » است .
حائك : خبر براى مبتداى محذوف و در اصل « أنت حائك » است .
أن يمقته : تاويل به مصدر رفته و منصوب به نزع خافض است .
اشعث بن قيس
نام كامل او « أشعث مردى كرب » كه به اشعث شهرت يافته بود . اشعث به مردى گفته مىشود كه موهايى پريشان داشته باشد « 1 » و به همين دليل به او اشعث گفته مىشد . نام پدرش « قيس أشجّ » است و « أشجّ » به مرد زخمخورده گفته مىشود ؛ چرا كه چهره وى در يكى از جنگها زخم برداشته بود . « 2 » ابن
هامش
( 1 ) . النهايه فى غريب الحديث : 5 / 146 .
( 2 ) . اشعث بن قيس كندى همراه با قبيلهاش نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله آمد و اسلام آورد و پس از وفات آن حضرت مرتد شد . در زمان ابوبكر به اسارت رفته و به مدينه آورده شد . پس به ابوبكر گفت : مرا بر جنگيدن نگه دار و خواهرت را به همسرى من در آر . ابوبكر نيز چنين كرد . اشعث در صفين همراه با امام عليه السّلام بود و او را مجبور به پذيرش حكميت كرد و پس از سال چهل هجرى در كوفه