به گمراهى مىخواند و آن كه به او ايمان دارد ، گمراه مىسازد و راه رستگارى گذشتگان را گم كرده ، و طرفداران خود و آيندگان را گمراه ساخته است . بار گناه ديگران را بر دوش كشيده ، و راهى براى رهايى از اين گرفتارى ندارد .
و مردى كه مجهولاتى به هم بافته ، و در ميان انسانهاى نادان امت ، شتاب مىكند ( و پيشگام است ) به تاريكىهاى فتنه [ به سرعت ] باز مىگردد و از مشاهده صلح ( و تشخيص مصلحت ) كور است . آدم نماها ( نادانان و بزدلان ) او را عالم ناميدند كه نيست ، چيزى را بسيار جمعآورى مىكند كه اندك آن به از بسيار است ، تا آن كه از آب گنديده سيراب شود ، و دانش و اطّلاعات بيهوده فراهم آورد . در ميان مردم ، با نام قاضى به داورى مىنشيند ، و حل مشكلات ديگرى را به عهده مىگيرد ؛ پس اگر مشكلى پيش آيد ، با حرفهاى پوچ و توخالى و رأى و نظر دروغين ، آماده رفع آن مىشود .
سپس اظهارات پوچ خود حقيقت مىخواند .
واژهشناسى
قصد السبيل : صراط مستقيم .
الجائر : منحرف از راه مستقيم .
البدعة : در لغت به معناى چيزى است كه بدون الگوى قبلى درست شده است و در اصطلاح شرع به افزايش يا كاهشى در دين گفته مىشود .
فتنة : معانى فراوانى دارد و در اين جا بنا بر سياق كلام به معناى گمراهى است .
قمش : گرد آوردن ، جمع كردن .
الموضع : كوشنده و شتابان .