خطبه 10
شيطان يار مىگيرد !
« ألا و إنّ الشّيطان قد جمع حزبه و استجلب خيله و رجله . و إنّ معي لبصيرتي ، ما لبّست على نفسي و لا لبّس عليّ . و ايم اللّه لافرطنّ لهم حوضا أنا ماتحه ، لا يصدرون عنه و لا يعودون إليه . »
ترجمه
آگاه باشيد كه شيطان ، حزب خود را جمع كرده و سواره و پيادههاى لشكر خود را فراخوانده است . امّا من آگاهى لازم به امور را دارم ؛ نه حق را پوشيده داشتم و نه حق بر من پوشيده ماند . سوگند به خدا ! گردابى براى آنان به وجود آورم كه جز من كسى نتواند آن را چاره سازد ؛ آنها كه در آن غرق شوند ، هرگز نتوانند بيرون آيند و آنان كه بگريزند ، خيال بازگشت نكنند .
واژهشناسى
خيل : مراد در اين جا سواران بر اسب است .
رجل : پيادگان .
ما لبّست على نفسي : نفس خويش را با آرزوها نفريفتم و با سخنان دروغ مرا نفريفت .