تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠

خطبه 10

شيطان يار مىگيرد !

« ألا و إنّ الشّيطان قد جمع حزبه و استجلب خيله و رجله . و إنّ معي لبصيرتي ، ما لبّست على نفسي و لا لبّس عليّ . و ايم اللّه لافرطنّ لهم حوضا أنا ماتحه ، لا يصدرون عنه و لا يعودون إليه . »

ترجمه

آگاه باشيد كه شيطان ، حزب خود را جمع كرده و سواره و پياده‌هاى لشكر خود را فراخوانده است . امّا من آگاهى لازم به امور را دارم ؛ نه حق را پوشيده داشتم و نه حق بر من پوشيده ماند . سوگند به خدا ! گردابى براى آنان به وجود آورم كه جز من كسى نتواند آن را چاره سازد ؛ آنها كه در آن غرق شوند ، هرگز نتوانند بيرون آيند و آنان كه بگريزند ، خيال بازگشت نكنند .

واژه‌شناسى

خيل : مراد در اين جا سواران بر اسب است . رجل : پيادگان . ما لبّست على نفسي : نفس خويش را با آرزوها نفريفتم و با سخنان دروغ مرا نفريفت .
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 280 | محمد جواد مغنية / سامي الغريري الغراوي / محمد جواد معمورى