واژهشناسى
الضّبع : كفتار ، نوعى حيوان درنده . اين واژه ، مونث است .
اللّدم : گونهاى از زدن .
الراصد : مراقب ، ديدهبان ؛ آن كه براى پاسبانى در راه مىنشيند .
يختل : فريب مىدهد .
المريب : در شك افكننده .
ساختار ادبى
يصل : مضارع منصوب به حرف « أن » مقدر در « حتّى » .
يختل : عطف بر « يصل » .
أبدا : ظرف و متعلق به « أضرب »
مستأثرا : حال از ضمير « ت » در فعل « مازلت » و يا خبر دوم است .
حتّى يوم . . . : « حتّى » حرف به معناى « إلى » است .
شرح و تفسير
در شرح و تفسير خطبه شقشقيه گذشت كه گروه گروه از مسلمانان و پيشاپيش آنان ، مهاجران و انصار نزد امام عليه السّلام آمده ، از او خواستند كه خلافت را به دست گيرد ؛ زيرا او تنها كسى بود كه عدالت و كرامت انسانى را تضمين مىكرد و امنيت و آزادى را محقق مىساخت . پس امام عليه السّلام دعوت آنان را پذيرفت تا به وظيفهاى كه خداوند بر گردن عالمان نهاده ، عمل كند و « نسبت به پرخورى ظالمان و گرسنگى مظلومان ساكت نباشد . » ليكن بر طلحه و زبير و معاويه و ديگران دشوار آمد كه على عليه السّلام يار ستمديدگان و دشمن ستمگران باشد ؛ پس لشكرها برپا كردند و به جنگ او در آمدند . در چنين شرايطى ،