امروز زبان بسته را به سخن مىآورم ! دور باد رأى كسى كه با من مخالفت كند ! از روزى كه حق به من نشان داده شد ، هرگز در آن شك و ترديد نكردم ! كنارهگيرى من چونان حضرت موسى عليه السّلام برابر ساحران است كه بر خويش بيمناك نبود ؛ ترس او براى اين بود كه مبادا جاهلان پيروز شده و دولت گمراهان حاكم گردد . امروز ما و شما بر سر دو راهى حق و باطل قرار داريم . آن كس كه به وجود آب اطمينان دارد تشنه نمىماند .
واژهشناسى
السّنن : جمع « سنّة » به معناى سلوك ، شريعت ، و راه و روش است .
الجوادّ : جمع « جادّة » به معناى وسط و ميانهى راه است .
المضلّة : به كسر و فتح « ض » خوانده شده و به زمينى گفته مىشود كه رهرو در آن گم مىشود .
تميهون : آبى پيدا نمىكنيد . اين فعل از واژه « ماء » به معناى آب ، ساخته شده است و اصل آن « موه » بوده است ؛ زيرا جمع آن به شكل « مياه » و « أمواه » است .
العجماء : « المرأة العجماء » يعنى زنى كه در زبانش گرفتگى دارد و « كلمة عجماء » يعنى واژهاى كه معناى آن مبهم و پيچيده باشد و « عجماء » در سخن امام عليه السّلام به معناى كسى است كه زبانش بسته است .
عزب : پنهان و دور شد .
لم يوجس : احساس نكرد .
أشفق : ترسيد .
تواقفنا : رو در رو شديم .