انسانها را سرگردان رها نكردند و بدون معرّفى راهى روشن و نشانههاى استوار ، از ميان مردم نرفتند .
واژهشناسى
عدة : وعده .
ميثاق : عهد و پيمان .
سمات : علامتها و صفات .
الملل : اديان .
طوارق و طارقات : جمع « طارقة » و به عشيره و طايفه گفته مىشود . « 1 »
ملحد فى اسمه : او را از معناى حقيقىاش دور داشت .
همل : بيهوده و رهاشده .
ساختار ادبى
إلى أن بعث : مصدر تأويل رفته از عبارت « أن بعث » مجرور به حرف « إلى » است و جار و مجرور متعلق به « نسلت » يا « مضت » هستند .
لإنجاز : جار و مجرور ، متعلق به « بعث » است .
مأخوذا ، مشهورة ، كريما : حال از محمد صلّى اللّه عليه و إله هستند .
ميثاقه : نائب فاعل براى « مأخوذا » است .
ملل : به صورت « ذو ملل » بوده كه مضاف حذف شده است . « أهواء » و « طرائق » نيز چنين هستند .
هامش
( 1 ) . دو واژه طوارق و طارقات در اين بند از نهجالبلاغه به كار نرفته و ظاهرا مولف به اشتباه آنها را در واژهشناسى اين بند آورده است . ( مترجم )