بهرهمند مىشوند ، و بهترين راه براى تضمين افزايش شمار خانوادههاى دو والدى ، تقويت نهاد ازدواج است .
ازدواج مستحكمتر : دو والد مهربان و باتوجه كه همواره در دسترس باشند ، بزرگترين هديهاى است كه مىتوانيم به يك كودك اعطا كنيم . به دشوارى مىتوان خارج از چارچوب ازدواج ، چنين موهبتى را فراهم كرد . در سالهاى اخير ، انديشمندان و تحليلگران سياستهاى عمومى ، از ترس آنكه مبادا اختلافات مبتنى بر نژاد در ميان خانوادههاى تك والد و دو والد بدتر شود ، از صحبت در مورد ساختار خانواده خوددارى كردهاند .
دولت بايد بار ديگر بر ارزشهاى ازدواج به منزله يك تعهد درازمدت تاكيد كند . چه دوست داشته باشيم و چه نداشته باشيم ، قوانين و سياستهاى ما جهتگيريهاى اخلاقى فراوانى دارد . براى مثال ، تصويب قانون طلاق بىتقصير در دهه 1970 ، داستان بسيار تأثيرگذارى بود ؛ يعنى هنگامى كه يك ازدواج بر هم مىخورد ، هيچ كس را نبايد سرزنش كرد و هيچ كس نبايد مسئوليت پيامدهاى آن را بر عهده بگيرد .
اين قوانين جديد ، با دادن چراغ سبز به روشهاى بسيار آسانتر براى پايان دادن به ازدواج تحول عمدهاى را در تصميمگيرى شخصى بهوجود آورد . به گفته اندرو چرلين ، استاد جامعه شناسى ، ليبرال سازى قوانين طلاق ، هم افكار عمومى نسبت به طلاق را تغيير داد و هم در دراز مدت ، نهاد ازدواج را تضعيف كرد . « 1 » اكنون لازم است اين خسارت را جبران كنيم و يك بار
هامش
( 1 )- Andrew Cherlin , Marriage , Divorce , Remarriage ( Cambridge , Mass . : Harvard University Press , 1982 ) , pp . 47 - 48 .