پيشگفتار :
« حبس » در تمامى قوانين جزايى به عنوان يكى از مجازاتها پذيرفته شده است . مخالفت حقوق جزاى نوين با مجازاتهاى اعدام و بدنى ، توجه به مجازات زندان به منظور جاىگزينى مجازاتهاى سنگين و اصلاح مجرمان ، فزونى گرفت ؛ ليكن پس از نمايان شدن ناكارآمدى مجازات زندان و روىكرد حقوقدانان و قانونگذاران به جاىگزينهاى اين مجازات به منظور كاهش پىآمدهاى منفى آن ، ضرورت شناخت دقيقتر از نگرش حقوق جزاى اسلامى به مجازات زندان ، اهداف و موارد آن و حقوق زندانيان ، بيشتر خودنمايى مىكند .
بهطور كلى دو ديدگاه درباره مجازات زندان در فقه جزايى اسلام وجود دارد ؛ برخى بر اين باورند كه مجازات زندان در موارد بسيار محدودى پيشبينى شده است و نمىتوان از آن به عنوان تعزير استفاده كرد ، انديشهء ديگر تجويز مجازات زندان به عنوان يكى از مجازاتهاى تعزيرى و توسعه آن مىباشد . كه به نظر مىرسد قانونگذار در قانون مجازات اسلامى ، بويژه در كتاب پنجم ( تعزيرات و مجازاتهاى بازدارنده ) مصوب 1375 ، از اين تفكر پيروى كرده است ، بهطورى كه حدود 550 مورد مجازات حبس در آن پيشبينى كرده است و چنين روىكردى به مجازات حبس بر خلاف ديدگاه و سياست قضايى