ملحق گرديد و امام حسن مجتبى ( ع ) خانهنشين شد و حكومت اسلامى آن روز تحت نظر معاويه ، بدون رضايت خدا و ملت قرار گرفت . براى معاويهايكه امپراطور منحصر بفرد شده و بدون مزاحم و رقيب حكومت مىكند شايسته بود چه كند ؟
آيا شايسته بود ، كه نسبت بمظلومين و ستمديدگان ظلم نموده و ايجاد وحشت و رعب نمايد ؟ !
آيا شايسته بود ، قلبهاى افراد بيطرف و ساكت را جريحهدار سازد ؟ ! يا آنكه شايسته بود همانند حكومتهاى ديكتاتور آنگاه كه مسلط بر دشمن شدند و آرزوهاى آنان جامه عمل پوشيد نسبت بمخالفين مسلك خود اطمينان داده و از آنان صرفنظر كند ؟
مردان كرم
جاى ترديد نيست كه عفو از دشمن از اخلاق مردان كرم و روش پيغمبران و پرهيزكاران است ولى معاويه جزء اين دسته نبود على ( ع ) از عايشه و مروان بن حكم در جمل گذشت نمود و در جنگ صفين از ابن عاص و بسر بن ارطاة صرف نظر كرد و بمعاويه و لشكر او آب داد همه اين عمليات براى اين بود ، كه على ( ع ) مرد كرم و فرزند كريم بود .
معاويه براى پاداش كرامتهاى على ( ع ) پس از مرگ آنحضرت روى منبرها حضرت را لعن نموده و ناسزا ميگفت و شديدترين شكنجه و عذاب را متوجه پيروان آنحضرت ميساخت ، و بزرگترين جنايات را مرتكب ميشد .
همه اين جنايات براى اين جهت بود كه معاويه پستفطرت بود ، و چنين فطرتى بايد از راه خدعه و مكر و كثافتكارى پيش ببرد ، و هرگاه خدا نعمتى به او ميدهد كفران نموده و انكار نمايد .
( تنها گناه معاويه ذات ناپاكش نبود ) بلكه در اخلاق خود نيز پست گرديده بود و چون مدح و داستانى از عظمت خود و پدرش در دست مردم نبود مى خواست با حمله باصحاب فضائل اين نقص را جبران كند .
اين رويه انتقامجوئى را هواى نفس او كه وى را وادار بجرائم ؛ و كردار حرام مينمود تأييد ميكرد .
معاويه در عصر امام ( ع ) حيوانات درندهاى امثال بسر بن ارطاة و مسلم بن عقبه و ضحاك بن قيس و امثال آنان مجهز كرده ، و امر ميكرد ، اطفال را كشته ، و زن