عمرو بن عاص از كسانى است كه با رسول خدا ( ص ) دشمنى نموده و آن حضرت را مورد آزار قرار داده و حضرت را بدروغگوئى معرفى ميكرد .
عمرو بن عاص در لشكر مشركين با رسول خدا مىجنگيد و آنحضرت را در هفتاد شعر مذمت كرد ! !
رسول خدا ( ص ) عرضه داشت « بار الها من شعر نميگويم و شاعرى شايسته مقام من نيست ، خدايا ! بهر حرفى از شعرش هزار لعنت بر او بفرست .
روى اين حساب فرزند عاص ملعون خدا و رسول ( ص ) است . « 1 »
فرزند عاص هنگام مهاجرت مسلمين بحبشه پيش نجاشى رفت ، تا مسلمين را بازگرداند و بتپرستان آنان را بخاطر مسلمان شدن و متابعت از دين خدا و رسول ( ص ) عذاب نمايند . « 2 »
فرزند عاص مردم را عليه عثمان تحريك مىكرد آنگاه كه عثمان كشته شد بخونخواهى او و كارشكنى عليه على ( ع ) با ديگران همدست شد .
فرزند عاص بعايشه گفت : ايكاش در جنگ جمل كشته شده بودى !
عايشه : بىپدر شوى ! چرا كشته شوم ؟ !
ابن عاص : اگر كشته شده بودى بزرگترين لكهاى بود كه بدامن على ( ع ) چسبيده ميشد و او را ميكوبيديم . ( سفينة البحار ج 2 صفحه 261 )
فرزند عاص در زمان عمر بن خطاب فرماندار مصر بود در پست فرماندارى خود ظلم و اختلاس نمود عمر اموال او را مصادره كرد . « 3 »
عمرو بن عاص دين خود را بمعاويه فروخت به شرط اينكه فرماندارى مصر را به او بدهد و از ماليات و مطالب ديگر مصر جويا نگردد !
فرزند عاص همانطوريكه غلامش به او گفت : با على بخاطر اينكه مرد آخرت بود جنگيد و از معاويه بخاطر اينكه مرد دنيا بود دفاع كرد .
هامش
( 1 ) رسول خدا ( ص ) هنگام كشته شدن حمزه ابن عاص را در حال شرب خمر ديد و او را لعنت كرد ( ج 2 سفينة البحار 261 ) م - ز
( 2 ) ابن عاص در اين سفر همراه عمارة بن وليد بود ولى به كار خود موفق نگرديد . . . در اين سفر با رفيقش شراب خوردند و . . . ( ج 2 سفينة البحار 261 ) م - ز
( 3 ) بازخواست عمر از فرماندار ظالم خود را با روش زمامداران جهان تمدن كنونى مقايسه كنيد و ببينيد آيا عمر مستحق لعنت است يا ديگران و يا هردو م - ز