و رسول و مؤمنين بود ، خلاصه معاويهايكه از يارى عثمان خوددارى كرد موقعى كه فهميد از استاندارى ايالت شام عزل گرديده است بنام خونخواهى عثمان قيام كرد و عدهاى نافهمرا گرد خود جمع كرده و دستور داد قرآنها را بالاى نيزه كنند ، و بدين حيله قرآن را حاكم خود قرار دهند .
اين حيله در روح لشكر امام ( ع ) اثر كرده ، بعلى ( ع ) گفتند ، پيشنهاد لشكر معاويه را بايد بپذيرى حضرت فرمود : اين عمل را از روى خدعه و مكر انجام دادهاند و اكنون كه مىبينند نابود ميگردند قرآنها را بالاى نيزه نمودهاند و الا اينها اهل قرآن و دستورات پيغمبر ( ص ) نيستند شما يكساعت صبر كنيد ، پيروزى نصيب شما ميگردد .
در مقابل اين فرمايشات اعتنائى نكرده و گفتار حضرتش در مغز پيروان خود اثرى نكرد .
در مقابل سخنان على ( ع ) يكى از آنها به ديگرى گفت : اگر در مقابل قرآن تسليم نشد او را مانند عثمان ميكشيم ، و يا كه او را تسليم معاويه ميكنيم كه هر عملى ميخواهد با او انجام دهد !
على فكر كرد كه اگر بمبارزه خود ادامه دهد خون خود و فرزندانش ريخته مىشود و نسل پيغمبر ( ص ) قطع ميگردد . لذا موقعى كه حكميت قرآن را از ترس اطرافيانش پذيرفت تصميم گرفت ؛ مالك اشتر ، يا ابن عباس را براى جلوگيرى از حيلههاى عمرو بن عاص انتخاب نموده و نمايندهء خود قرار دهد ؛ ولى اطرافيانش گفتند : بايد ابو موسى اشعرى را بعنوان نمايندگى خود انتخاب كنى .
على ( ع ) در مقابل پافشارى ملت مجبور شد حرف آنان را پذيرفته و قضيه حكمين بنفع معاويه تمام گردد . آنگاه كه مغلوب گرديدند و ضرر نافرمانى على را چشيدند بعلى ( ع ) گفتند : شما نمىبايستى در خطاى ما شركت كنى و با ما همراهى نمائى و عليه على ( ع ) قيام كرده و داستان خوارج را بوجود آوردند .
خوارج چه گفتند ؟
سخنان تعجبآور خوارج را بنگريد : على ( ع ) آنان را راهنمائى كرد و بنمايندگى ابو موسى راضى نبود نپذيرفتند و آنگاه كه بنمايندگى ابو موسى