نموده و با او همكارى مينمايند و مىگويند اگر سلطانى كافر شد و عادل است بهتر است از سلطانيكه مسلمان باشد و ظلم كند .
مشهور است كه ابن طاووس فرموده : كافر عادل بهتر از مسلمان ستمگر است و علامه مجلسى در بحار مينويسد : « الملك يبقى مع الكفر و لا يبقى مع الظلم » : سلطنت با كفر مىماند ولى با ظلم دوام ندارد .
و شريف رضى دربارهء عمر بن عبد العزيز گفت : « لو بكت العين فتى من امية لبكيتك » : اگر بنا باشد براى مردان بنى اميه گريه كنند من براى تو گريه ميكنم ( چون وى هواخواه ملت و عدالتگستر بود ) .
و امام صادق ( ع ) فرمود : « 1 » « من ارضى سلطانا جائرا بسخط اللّه خرج من دين اللّه » : آنكس كه زمامدارى را خوشنود كند و در اثر راضى كردن او خدا غضبآلود شود از دين خدا خارج گرديده است .
حضرت باقر ( ع ) فرمود : « لا دين لمن دان بطاعة من عصى اللّه » : كسى كه اطاعت معصيتكاران را نمايد دين ندارد .
و حضرت امير ( ع ) فرمود : « لا طاعة لمخلوق فى معصية الخالق » اطاعتى كه در راه نافرمانى خدا باشد ممنوع است .
همكارى با حكومتهاى استبدادى
دانشمندان شيعه معتقدند اعماليكه منتهى بهمكارى با ستمگران باشد حرام و يكى از گناهان بزرگ است .
در عصر هرون الرشيد شخصى بنام صفوان شترهائى داشت كه آنها را كرايه ميداد . شترهاى او را هرون براى زيارت حج كرايه كرد ، روزى صفوان وارد بر حضرت موسى بن جعفر ( ع ) شد حضرت به او فرمود « همهء كارهاى تو خوب است فقط يك عمل است كه براى شما شايسته نيست »
صفوان : كدام كار قربانت گردم ؟
امام ( ع ) : كرايه دادن شترهاى خود بهارون .
صفوان : به خدا سوگند ، من شترهاى خود را به جهت ظلم كردن و يا شكار و خوشگذرانى به او اجاره ندادم بلكه بخاطر زيارت خانه خدا كرايه دادهام و خودم متصدى آنها نيستم ، بلكه نوكران من همراه شترها هستند .
هامش
( 1 ) اين احاديث براى بيدارى كسانى كه اظهار دين نموده و جملهء « المأمور معذور » را تكرار كرده و هرگونه جنايتى را مرتكب مىشوند كافى است . م - ز