اول آنان از ناحيه رسول خدا ( ص ) تعيين گرديد . و هركدام در عصر خود شخصيكه پس از خود رهبر است تعيين نمودهاند . « 1 »
با اين بيان شيعيان ؛ زمامدارانيكه از اولاد على ( ع ) نيستند برسميت نشناخته و آنانرا غاصب حقوق اهل بيت ميدانند : زيرا اين مقام را خداى بزرك مخصوص اولاد على ( ع ) نموده و زمامداران آن را غصب كردهاند . و زمامداران غاصب در هر عصرى با مخالفت و مبارزه شيعيان روبرو بودهاند و هرگاه سكوت كردهاند سكوت آنان تصويب زمامدارى آنان نبوده و هميشه معتقد بودهاند ، كه غاصبين حق سلطنت و حكومت ندارند .
با اين مقدمه مرام تشيع همدوش مبارزه با زمامدارانى است كه داراى شروط رهبرى ( تصريح بزمامدارى - عصمت - افضليت ) نبودهاند .
از آنچه ذكر شد علت كشته شدن شيعيان و محروم بودن آنان و شكنجههائى كه در هر عصرى متوجه آنان مىشود روشن ميگردد ، و معلوم مىشود ، كه شيعيان از جهت دين و ايمان است كه با زمامداران غاصب مبارزه ميكنند .
اطاعت از حكومتهاى استبدادى
استبداد از نظر اهل سنت :
دانشمندان سنى در كتابهاى فقهى و عقائد اين مسئله را عنوان كردهاند كه « آيا اطاعت سلطان معصيتكار و ستمكار واجب است ؟ »
ابن حنبل و شافعى و مالك ميگويند : « در مقابل بيدادگرى زمامداران بايد صبر كرد » ( المذاهب الاسلامية صفحه 155 طبع چاپخانه نموزجيه ) .
در آخر جزء هشتم كتاب « مواقف » و شرح آن نوشته است : كه طائفه « مرجئه » معتقدند ، كه شخصى كه داراى ايمان باشد معصيت او ضررى ندارد و اگر كافر باشد ثوابهاى او اثرى نخواهد داشت . و دسته ديگرى معتقدند كه ايمان ، اعتقاد به خدا و خضوع براى او و محبت بقلب است هركس داراى اين صفات باشد مؤمن است . و ترك اطاعت خدا و معصيت نمودن ضررى به او نميزند »
بنابراين معتقدند ، مبارزه با زمامداران ستمگر ، كه نسبت بدين خدا
هامش
( 1 ) و اكنون كه در عصر غيبت امام زمان ( ع ) است . دانشمندان شيعه با شروطى كه در جاى خود گفته شده براى زمامدارى مسلمين تعيين گرديدهاند . م - ز