محمد كرد على شيعه و يا از ياوران آنان نيست فقط چون امين بوده است حقيقت را آشكار ساخته و آن را مشوب باغراض نكرده است .
از آنچه نقل شد بدست آمد كه معنى تشيع ايمان بوجود نص بامامت على ( ع ) از ناحيه حضرت رسول است بنابراين طبيعى است كه پيدايش تشيع از موقع صدور بيان رسول خدا ( ص ) درباره ولايت آنحضرت است ( و اولين بيان آن حضرت هنگام اولين تبليغ رسالت بود ؛ لذا پيدايش تشيع با ظهور اسلام و بعثت پيغمبر گرامى همدوش است ) .
چرا على ( ع ) از حكومت صرفنظر كرد
سؤال مىشود كه اگر حضرت امير ( ع ) از ناحيه رسول خدا بخلافت تعيين گرديده بود چرا موقع تسلط ابى بكر بر خلافت سخن نگفت ، و اعتراضى نكرد ؟ !
اين سؤال از زمان حضرت امير ( ع ) تاكنون تكرار شده و از خود آن حضرت نيز سؤال ميشد . لذا ما پاسخ اين سؤال را از زبان امام ( ع ) و نويسندگان و آنچه از پيشآمدهاى تاريخى بدست آوردهايم براى شما در 5 جواب خلاصه ميكنيم :
1 - عدم نيرو :
در جواب همين سؤال على ( ع ) فرمود : « كوتاهى من در امر خلافت بخاطر ترس از مرگ نبود ، بلكه بخاطر فرموده رسول خدا ( ص ) بود كه فرمود : « ملت دربارهء تو خيانت نموده و بعهدى كه من با آنان نمودهام وفا نميكنند و تو نسبت به من مانند هارونى نسبت بموسى » .
حضرت امير ( ع ) ميگويد : « سؤال كردم تكليف من موقع خيانت ملت چيست ؟ » حضرت رسول ( ص ) فرمود : « اگر كسى هست تو را يارى كند ، با آنان مبارزه كن و حقت را بگير و هرگاه ياورى ندارى از آنان صرفنظر نموده و خون خود را حفظ نما تا مظلومانه رخت از جهان بربندى »
سپس حضرت امير ( ع ) فرمود : من از هفت نفر انبياء گذشته سرمشق ميگيرم :
اول : نوح ، موقعى كه عرضه داشت ،
« أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ »
( آيه 11 از سوره قمر ) : خدايا چون مغلوب شدهام مرا يارى كن !
دوم : ابراهيم خليل ( هنگام بىاعتنائى بستگانش ) كه گفت :
« وَ أَعْتَزِلُكُمْ