خلاصه مقصود ما از اين كتاب اينست كه خواننده را بسوى استقامت و پايدارى در عقيده و عمل نمودن بوجدان خود سوق داده ، و هيچگاه از انجام وظيفه دينى و وجدانى خويش خوددارى نكند ، و در راه اين هدف جان عزيز بلكه از جان عزيزتر را قربانى كند .
اگر اين كتاب نتيجه مزبور را بدهد آرزويم همين بوده است ، و اگر اين نتيجه را ندهد خويشتن را در نگارش اين كتاب مقصر ميدانم .
پيش از آنكه دست از نوشتن مقدمه بازدارم ميل دارم به دو حقيقتى كه در ضمن مطالعات تاريخى يافتهام اشاره كنم :
1 - اگر زمامداران سركش و ستمكار نبودند اسلام همهء كره زمين را ميگرفت بطوريكه يك نفر غير مسلمان در روى زمين پيدا نميشد .
2 - طبيعت زمامداران وقتى بحكومت ميرسند تغيير مىكند و ماهيت آنان منقلب ميگردد ، و عقبگرد ميكنند و خوبيهاى قبل از حكومت را از دست ميدهند ، تنها كسانى از اين اصل مستثنى هستند ، كه خداوند ، آنان را از انحراف محفوظ دارد ، ولى اين عده انگشتشمارند .
خدا را به حق محمد ( ص ) و اهل بيت او سوگند داده و از او ميخواهيم كه ما را براى كردار نيك موفق دارد .
بيروت - مغنيه
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى ) — صفحة 28
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٢٨