« پيروان على ( ع ) را بدار ميآويختند و آنانرا رها مينمودند ، تا اينكه بوى بد از آنان آشكار گردد سپس آنان را ميسوزاندند و خاكستر آنانرا بدست باد ميسپردند مردم را منع كرده بودند كه بفرزندان خود نام على ( ع ) و حسن و حسين « ع » بگذارند ! »
« بنى عباس عداوتشان نسبت به اولاد على ( ع ) بيشتر از بنى اميه بود و بغض بيشترى داشتند ، لذا كشتار و سوزاندن بنى عباس بيش از بنى اميه بود و شكنجه و آزار آنان حساب نداشت . »
« منصور دستور داد اولاد على ( ع ) را از مدينه با غل و زنجير پيش او ببرند هنگامى كه پيش منصور آمدند دستور داد آنانرا در زندان تاريكى كه شب و روز از يكديگر تشخيص داده نميشد زندانى كنند و هرگاه يكى از آنان از دنيا ميرفت ، از پهلوى آنان خارج نميساختند و بالاخره منصور دستور داد زندانرا بر سر آنان خراب كردند يكى از شعراء شيعه در اين باره ميگويد :
به خدا سوگند نسبت به اولاد على ( ع ) بنى اميه ده يك بنى عباس جنايت نكردند « 1 »
و ابو فراس ميگويد : « اولاد حرب با آنهمه جنايات بزرگ نسبت بجنايات بنى عباس كم جنايات كرده بودند » . « 2 »
و شريف رضى ميگويد : گرچه جنايات دسته اول ( بنى اميه ) زياد بود ، ولى نسبت بجنايات دسته دوم ( بنى عباس ) زياد نبود . « 3 »
هارون الرشيد نسبت به شكنجه اولاد على ( ع ) كوتاهى نميكرد ولى هنگامى كه خلافت بنى عباس رو بضعف نهاد ، و حكومت ممالك اسلامى كنونى بدست ترك و ديلم و بنى حمدان افتاد از عصبانيت آنان كاست .
همهء اين جنايات در ادبيات شيعه از نثر و شعر تأثير بسزائى داشت .
اسباب انقراض
1 - كسانى كه صفحات گذشته را خواندهاند يك سؤال برايشان پيش مىآيد كه چرا شيعيان منقرض نشدهاند ؟ چرا با آن همه مبارزات خونين از صدر اسلام تاكنون شيعيان باقى ماندهاند ؟ چه شد كه با وجود آن همه قدرتهاى مختلف شيعيان كرهء زمين نابود نگرديدند ؟ با اينكه تصميم گرفتند ، كه با تمام قدرت شيعه را
هامش
( 1 )و اللّه ما فعلت امية فيهم * معشار ما فعلت بنو العباس( 2 )ما نال منهم بنى حرب و ان عظمت * تلك الجرائم الا دون نيلكم( 3 )الا ليس فعل الاولين و ان علا * على قبح فعل الاخرين بزائد