همهء عرب ندارند ؛
حجاج : فضائلت چيست ؟
عبد اللّه : در مجلس ما هيچگاه مذمت عثمان نشده ، حجاج گفت : اين فضيلتى است .
عبد اللّه : هفتاد نفر از بستگان ما در ركاب معاويه در جنگ صفين كشته شدند ، ولى در لشكر ابو تراب على ( ع ) يك نفر از ما كشته شد و آن هم مرد بدى بود .
حجاج : اين هم فضيلتى است .
عبد اللّه : از طائفه ما هيچكس ، با زنى كه دوستار على ( ع ) باشد ازدواج نكرده است .
حجاج : به خدا قسم اين هم فضيلتى است .
عبد اللّه : زنان ما نذر كردند كه اگر حسين ( ع ) كشته شد ده شتر بكشند .
حجاج : به خدا قسم اين هم فضيلتى است .
عبد اللّه : هركس از خاندان ما نام على ( ع ) را توأم با بدگوئى شنيد ، به او و حسن و حسين ( ع ) و مادرشان بد ميگويد .
حجاج : به خدا اين هم منقبتى است .
ابن اثير در ج 4 ص 26 طبع 1357 ه مينويسد : « موقعى كه حجاج بر ابن زبير غلبه نمود ، بمدينه آمد و نسبت باهل مدينه بدرفتارى نمود ، و عدهاى را توهين كرد .
براى توهين آنان دستهاى آنان را قفل كرده ( و يا آنكه آهن گداخته بدستهاى آنان گذاشت . ) طبرى مينويسد كه اين عمل را با گردنهاى آنان انجام داد .
و ابن اثير در صفحه 84 همين كتاب مينويسد : « كار حجاج اين بود كه لشكر را تقسيم بمنازل مينمود ، و از آن تاريخ اين عمل بدعت شد و تاكنون ادامه دارد و گناه آن در نامه عمل حجاج نوشته مىشود .
زندان حجاج
مسعودى در مروج الذهب ج 3 طبع 1948 صفحه 175 مينويسد : آنچه حجاج بدون جنگ كشت طبق حساب معين 120 هزار نفر بود . هنگاميكه حجاج از دنيا رفت در حبسش 50 هزار مرد و 30 هزار زن موجود بود كه 16 هزار آنان