تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى ) — صفحة كتاب الدعاء من الكافي 473

مساهمون:

صكتاب الدعاء من الكافي ٤٧٣
او و تندرستيش ، و بدرستى كه بنده خداى عز و جل را از ياد ببرد و در بارهء اين نعمتها فراموشش كند ، و چون خدا را فراموش كند خداوند بباد دستور دهد كه در تنش بگذرد و از بينى او بيرون آيد تا خدا را بر آن حمد كند ، پس حمد او در آن هنگام شكرى است براى آنچه فراموش كرده است .

7 -

داود بن حصين گويد : نزد حضرت صادق عليه السلام بوديم و من شمردم چهارده نفر در آن اطاق بودند پس حضرت صادق عليه السلام عطسه زد و يكنفر از آن گروه سخنى نگفت ، حضرت صادق عليه السلام فرمود : آيا جواب عطسه را ندهيد ؟ آيا جواب عطسه را نگوئيد ؟ از حقوق مؤمن بر مؤمن اينست كه چون بيمار شد عيادتش كند ، و چون بميرد بر سر جنازه‌اش حاضر شود ، و چون عطسه زند جواب عطسه‌اش را بگويد ، و چون او را دعوت كند بپذيرد .

8 -

جابر گويد : حضرت باقر عليه السلام فرمود : چه چيز خوبى است عطسه زدن ، براى بدن سودمند است ، و خداى عز و جل را نيز به ياد انسان آورد ، من عرضكردم : نزد ما مردمانى هستند كه ميگويند : رسول خدا ( ص ) از عطسه بهره‌اى ندارد ( و عطسه نميزند ) ؟ فرمود : اگر دروغ گويند شفاعت محمد ( ص ) به آنها نرسد .

9 -

ابن ابى عمير از برخى از اصحابش حديث كند كه گفت : مردى در خدمت حضرت باقر عليه السّلام عطسه زد و گفت : « الحمد للَّه » حضرت باقر عليه السّلام جواب عطسهء او را نداد و فرمود : از حق ما كاست سپس