در برابر كسى كه بر او خشم گيرد ( شكيبائى ورزد و ) خشم نكند ، و با هر كس كه با او تندى كند تندى نكند ، ولى بگذرد و نديده گيرد و بيامرزد و حلم ورزد بخاطر بزرگ داشت قرآن ، و هر كه قرآن به دو داده شود و باز گمان كند كه بيك تن از مردم بهتر از آنچه او دارد چيزى دادهاند آن كس بزرگ دانسته آنچه را خدا كوچك شمرده ، و كوچك دانسته آنچه را خداوند بزرگ شمرده است .
6 -
ابان تغلب از امام صادق عليه السّلام حديث كند كه فرمود : مردم بر چهار گونه هستند ، من عرضكردم :
فدايت شوم آنها كيانند ؟ فرمود : يكى مردى كه ايمان دارد ولى قرآن به او داده نشده ، ( ديگر ) مردى كه قرآن را دارد ولى ايمان ندارد ، ( سوم ) مردى كه هم قرآن را به او دادهاند و هم ايمان را ، ( چهارم ) مرديكه نه قرآن را دارا است و نه ايمان دارد ، عرضكردم : قربانت گردم براى من حال اينها را بيان و شرح فرمائيد ، فرمود : اما آنكه ايمان دارد ولى قرآن به دو داده نشده چون ميوه ( يا خرما ) ايست كه مزهاش شيرين است ولى بو ندارد ، و اما آن كس كه قرآن را دارا است ولى ايمان ندارد چون برگ درخت مورد است كه بويش خوش ولى مزهاش تلخ است ، و اما آن كس كه هم قرآن را دارا است و هم ايمان دارد چون ترنج است كه هم خوشبو است و هم خوش مزه ، و اما آن كس كه نه قرآن به او داده شده و نه ايمان مانند هندوانه بو جهل است كه نه بو دارد و مزهاش نيز تلخ است .
7 -
زهرى گويد : به حضرت على بن الحسين عليهما السلام عرضكردم : كدام عمل بهتر است ؟ فرمود :
عمل آن كس كه فرود آيد و كوچ كند ، عرضكردم : او كيست ( و يعنى چه ؟ ) فرمود : قرآن را باز كند