الضُّرِّ عَنْكُمْ وَ لا تَحْوِيلًا
، فيا من لا يملك كشف ضرى و لا تحويله عنى احد غيره صل على محمد و آل محمد و اكشف ضرى و حوله الى من يدعو معك الها آخر لا إله غيرك »
.
2 -
داود بن زربى گويد : من در مدينه بيمار سختى شدم ، و خبر آن به حضرت صادق عليه السّلام رسيد ، پس به من نوشت : خبر بيماريت به من رسيد ، پس يك صاع ( تقريبا سه كيلو ) گندم بخر ، سپس به پشت بخواب و آن گندم را روى سينهات بريز و پهن كن بهر گونه كه ريخت و بگو :
« اللهم انى أسألك باسمك الذى اذا سألك به المضطر كشفت ما به من ضر و مكنت له في الارض و جعلته خليفتك على خلقك ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تعافينى من علتى »
سپس برخيز و درست بنشين و گندمها را از اطراف خود جمع كن ، و ( دوباره ) همان دعا را بخوان و آن را به چهار مد ( كه هر مدى تقريبا ده سير است ) تقسيم كن ، هر قسمتى را بمسكينى ( و مستمندى ) بده و همان دعا را بخوان . داود گويد : من دستور آن حضرت را انجام دادم ( و آنقدر زود اثر داشت كه همان ساعت بيماريم بر طرف شد ) و گويا از بند آزاد شدم ، و بسيارى از مردم آن را انجام دادهاند و از آن سود بردهاند .
3 -
حسين بن نعيم گويد : يكى از فرزندان حضرت صادق عليه السّلام بيمار شد حضرت به او فرمود :
اى پسركم ! بگو :
« اللهم اشفنى بشفائك و داونى بدوائك و عافنى من بلائك فانى عبدك و ابن عبدك »
.
4 -
يونس بن عمار را ( غده يا جراحت ديگرى در صورتش پيدا شد ) گويد : به حضرت صادق عليه السّلام