من الشأن و قدرا من القدر ، فبحق ذلك الشأن و به حق ذلك القدر ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تفعل بى كذا و كذا »
و بجاى تفعل بى كذا و كذا حاجت خود را بگويد ) زيرا همانا چون روز قيامت شود هيچ فرشتهء مقرب و نه پيغمبر مرسل و نه مؤمن آزمايش شده نماند جز آنكه در آن روز به آن دو ( يعنى محمد و على عليهما السلام ) نياز دارند .
22 -
معاويه بن عمار و علاء بن سيابه و ظريف بن ناصح گويند : چون ابو الدوانيق منصور دوانيقى ) بسراغ حضرت صادق عليه السلام فرستاد آن حضرت دست به آسمان برداشت سپس گفت :
« اللهم انك حفظت الغلامين بصلاح ابويهما فاحفظنى بصلاح آبائى محمد و على و الحسن و الحسين و على بن الحسين و محمد بن على ، اللهم انى أدرع بك في نحره و اعوذ بك من شره »
يعنى بار خدايا تو آن دو پسر بچه را بخاطر نيكى و خوبى پدر و مادرشان نگهدارى كردى مرا هم بخاطر خوبى پدرانم : محمد و على و حسن و حسين و على بن الحسين و محمد بن على نگهدارى فرما ، بار خدايا من بوسيلهء تو در گلويش او را دور سازم ، و از شرش به تو پناه برم ) سپس بشتربان ( كه مهار شتر حضرت در دستش بود ) فرمود : برو ، پس همين كه ربيع ( حاجب منصور ) در خانه منصور او را ديدار كرد بوى عرضكرد : اى ابا عبد اللَّه وه چه اندازه دلش نسبت بشما سخت شده ، و من همانا شنيدم كه ميگفت : به خدا سوگند هيچ نخل خرمائى براى آنها باقى نگذارم جز اينكه همه را ببرم ، و هيچ مالى براى آنها باقى نگذارم و همه را غارت كنم ، و هيچ كودكى براى ايشان باقى نگذارم و همه را با سيرى ببرم ؟ گويد : پس آن حضرت زير لب چيزى گفت و لبانش را جنبانيد ، پس همين كه بر منصور وارد شد سلام كرد و نشست ، منصور جواب سلام حضرت را داد سپس گفت : به خدا قسم آهنگ