بر باد دهى ، و مبادا خواهى كه سر باشى ( و جلو قرار گيرى ) تا دم شوى ( و عقب بمانى ) و بوسيلهء ما مردم را مخور كه فقير گردى ، زيرا بناچار ترا نگذارند و پرسش كنند ، پس اگر راست گوئى ما تصديقت كنيم و اگر دروغ گوئى ما ترا تكذيب كنيم .
شرح
- مجلسى عليه الرحمة در معناى فرمايش حضرت كه : « مبادا بخواهى سر باشى تا دم شوى » چند وجه ذكر كرده است اول اينكه دم كنايه از ذلت و پستى نزد خداوند و نزد بندگان شايسته و صالح او است .
دوم اينكه مقصود عقب ماندن در آخرت است و به تشبيه لطيفى اشاره فرموده است ، و آن اينست كه اگر در راه باريكى يك دسته سوار بروند هنگام مراجعت و بازگشت آن كس كه جلو بوده بناچار عقب قرار گيرد .
سوم اينكه بواسطهء طلب دنيا ذليل خواهى شد و مرادت در دنيا حاصل نگردد و بدان نرسى ، زيرا غالبا دنيا طلب بدان نرسد ، و به عكس آنكه از دنيا فرار كند آن را بيابد . چهارم اينكه رياست در دنيا براى مردمان متوسط بدست نيايد جز از راه توسل ببالاتر از خود ، و چون غالبا رياست دنيا بدست نااهلان است و رياست براى اهل حق در دنيا بندرت اتفاق افتد ، پس ناچار بايد بنااهلان متوسل شود و تابع ايشان گردد و در زمرهء ياران و اعوان ايشان در آيد ، و اين باعث شود كه در آخرت نيز با آنان محشور گردد .
و در گفتار حضرت كه : « و بوسيلهء ما مردم را مخور . . . » گويد : يعنى بسبب ساختن خبرهاى دروغ در بارهء ما ، يا به احكام دروغ ساختن و نسبت آنها را بما دادن ، مخواه كه اموال مردم را بخورى ، پس در دنيا يا در آخرت بيچاره و فقير شوى .
2 -
حضرت باقر عليه السلام فرمود : على بن حسين بفرزندنش ميفرمود : از دروغ كوچك و بزرگش ، جدى و شوخيش بپرهيزيد ، زيرا آن كس كه در چيز كوچك دروغ گفت بدروغ بزرگ نيز جرات پيدا كند .
آيا ندانيد كه رسول خدا ( ص ) فرمود : بندهء ( خدا ) پيوسته راست گويد تا خدا او را صديق نويسد ، و پيوسته دروغ گويد تا خدا او را كذاب ( و دروغگو ) نويسد .
3 -
حضرت باقر عليه السلام فرمود : خداى عز و جل براى بدى قفلهائى قرار داده ، و كليدهاى آنها را