و بعد اقرار بگناه ، آنگاه درخواست ، همانا به خدا سوگند هيچ بندهاى از گناه بيرون نشده جز باقرار به آن .
شرح
- مجلسى ( ره ) گويد : شايد مراد از مدح بيان آن چيزهائى است كه دلالت بر بزرگوارى ذات و صفات او دارد بدون ملاحظهء نعمت ، و مراد بستايش و ثناء : اعتراف بنعمتهاى او و شكرگزارى بر آنها است .
4 -
و نيز از آن حضرت عليه السّلام مانند حديث گذشته روايت شده جز اينكه در اين حديث فرموده :
سپس ستايش و بعد اعتراف بگناه ( و بجاى اقرار كه در حديث گذشته بود اعتراف ذكر شده ) .
5 -
حارث بن مغيره گويد : كه حضرت صادق عليه السلام فرمود : هر گاه خواهى دعا كنى پس خداى عز و جل را تمجيد كن ، و سپاسگزار و او را تسبيح و تهليل بگو و او را ثنا گوى ( و ستايش كن ) و بر محمد ( ص ) و آل او صلوات فرست سپس درخواست كن تا به تو داده شود .
شرح
- مجلسى ( ره ) گويد : گاهى گفته شود كه تمجيد گفتن « اللَّه اكبر » است ، و تحميد « الحمد للَّه » است ، و تسبيح « سبحان اللَّه » است ، و تهليل « لا إله الا اللَّه » است ، و ثناء آن است كه نعمتهائى كه خداوند بر بنده عطا فرموده بشمارد ، ولى دور نيست كه معانى اينها را تعميم دهيم كه شامل گردد هر چه را به اين معانى برسانند و اختصاصى به اين الفاظ مخصوص نداشته باشد چنانچه تمجيد بر « لا حول و لا قوة الا باللَّه » نيز اطلاق شده است .
6 -
و نيز حضرت صادق عليه السلام فرمود : هر گاه يكى از شما حاجتى خواهد پس پروردگار را ستايش كند و او را مدح گويد ، زيرا چون مردى از سلطان حاجتى خواهد بهترين سخنى كه توانائى آن را دارد براى او آماده سازد ، پس چون حاجتى خواستى پس خداى عزيز جبار را تمجيد كنيد و او را مدح گوئيد و ستايش كنيد ( و با اين بيان ) ميگوئى :
« يا اجود من اعطى ، و يا خير من سئل ، يا ارحم من استرحم ، يا احد يا