اى كسى كه هر چه را بخواهى انجام دهندهء آنى ، و اى كسى كه ميان مرد و دلش حائل شوى ، و اى كسى كه در برترين نظر اندازهايى ، و اى آنكه بمانندش چيزى نيست .
شرح
- مجلسى ( ره ) در جملهء
« يا من يحول بين المرء و قلبه »
چند وجه گفته است :
اول : اينكه كنايه از نزديكى خداوند به بندگانش مىباشد زيرا كسى كه حائل بين دو چيز شد بدان چيز نزديكتر از ديگر است .
دوم : اشاره باينست كه او بر مكنوناتى از دلها آگاه است كه شايد صاحبان آنها از آنها بىخبر باشند و در روايتى نيز هست كه فرمود : معناى اين جمله اينست كه دلها نتوانند چيزى را از خداوند مخفى و پنهان دارند .
سوم : يعنى بوسيلهء مرگ بين انسان و دلش جدائى اندازند و اين جملهء دعا براى وادار كردن مردم است باينكه به پاك كردن دلهاشان مبادرت ورزند پيش از آنكه خداوند بسبب مرگ بين آنها و دلها جدائى اندازد . . .
چهارم : اينكه كنايه از اينست كه خداست كه مالك دلهاى بندگان است هر تصميمى كه گرفته باشند به هم زند و مقاصد او را تغيير دهد و او را به حالت مختلف بگرداند از ذكر بفراموشى و از فراموشى بذكر ، و از ترس بآسودگى خاطر و از آسودگى بترس . . . و در حديث است كه دل مؤمن ميان دو انگشت او است بهر سو كه خواهد بگرداند ، و در دعا است « يا مقلب القلوب » . .
پنجم : آنچه از دو حديث از تفسير عياشى آمده كه معنايش اينست كه حايل مىشود ميان انسان و ميان اينكه باطل را از حق تميز دهد .
ششم : يعنى او را از آنچه در دلش نهفته است غافل كنى .
و در جملهء
« يا من هو بالمنظر الاعلى »
گويد : در قاموس گفته : « منظر » چيزى است كه بدان نگاه كنى و شايد حضرت عليه السّلام مكانت و درجهء رفيعهء معنويه را بمكانهاى بلند ظاهرى تشبيه فرموده ، پس اين يا كنايه از اطلاع او است بر تمامى مخلوقات ، زيرا كسى كه در جاى بلندى بود مشرف بر پائين آن هست و اطلاع بر آن دارد ، و يا كنايه از تسلط و اقتدار او بر آنچه بجز او است از ممكنات ، و يا كنايه از نرسيدن خردها و انديشهها بساحت معرفت او است ، و محتمل است « منظر » از نظر به معناى فكرى باشد يعنى او بالاتر است از اينكه افكار خلق به دو رسد .
3 -
حضرت صادق عليه السّلام فرمود : جز اين نيست كه ( آداب دعا ) همان مدح است ، و سپس ستايش ،